| | |
|
لینک های برتر |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |
|
|
|
http://www.shomaliha.com
امسال
پارسال
هزاران سال
با باد بوي کهنگي کاج مي رسد
اما زمين زن زنده است،زاينده است
روحي است روي کشت که مي خواند
"من" ،خاک ،يک زنم
با سينه هاي بخشنده
با شهوت برکت
خواهان بذر
آماده نثار
در انتظار شخم
عزت برآنکه بذر بپاشد
سرشار آنکه مايه هستي ريخت
"نخستين بار که نمايشگاه چيزهاي پيدا شده در مارليک را ديدم نظرم به دو مجسمه کوچک رفت که انگار فرياد مي زدند . اين دو خداي مرد و زن باروري بودند.
من در مجسمه خداي زن دعوت به زندگي ديدم، و در مجسمه مرد راست کرده که ظرفي را گرفته بود ديدم که دارد آب زندگي مي ريزد .
نگاهم را همچنين- کلاه خود شکسته زنگار بسته اي گرفت که از ضرب پتک گران خرد گشته بود ، ضربي که صاحب جنگنده اش از آن ، شايد جان داده بود.
و آفتاب بود که از پشت پرده تالار موزه مي آمد تا بچه آهوي مفرغ را با با بوسه هاي گرم بنوازد. مرگ آنجا نبود .
سي قرن دفن از اعتبار افتاده بود. و پيش از تهنيت آفتاب ،آهو هنوز لبخند آشنا مي زد.
اين ها بود علت براي اينکه فيلم بسازم ...
*ابراهيم گلستان
تپه هاي مارليک
در راه رودبار کنار سفيد رود بر تپه هاي کاج زربي و زيتون-ده هاي کوچکي است
با کشتزار هاي گندم و شالي
با مردمي که مثل درخت اند
و ريشه شان درون زمين رفته است ...
در کرانه خاوري سفيد رود رودبار گيلان - دره اي حاصلخيز هست که گوهر رود مي نامندش . در اين دره تپه هاي کوچک و بزرگي هست که بقاياي تمدني باستاني را در دل خود دارند . مهمترينشان مارليک نام دارد .
برخي پژوهشگران را اعتقاد بر اين است که نام مارليک بر گرفته از انبوه مار هايي است که در اين تپه زندگي مي کنند ؛ افسانه مار و گنج انگاري مصداق حقيقي يافته است .
برخي ديگر اما مارليک را واژه تاريخي مي دانند که از دو جز مارد و ليک به نام قوم مارد ساخته شده است.
گر اين نظريه درست باشد گنجينه مارليک به قوم آمارد تعلق دارد.
تاريخ گم شد
قالب غبار شد
و کله اي که کاسه انديشه بود نيست
دستي هنوز دبه گندم گرفته است و گندم نيست
حشمت به گور رفت
و کشتزار نشانهاي گور را پوشاند ...
چندين هزار سال ...
تا باستان شناس از راه تيله هاي پراکنده روي خاک و قصه هاي گنج سراغ گذشته را گرفت...
کاوش هاي مارليک در سال هاي 41-1340 با همکاري دانشگاه تهران و اداره باستان شناسي انجام گرفت .
در ادامه کاوشها وضعيت اصلي تپه که معرف آرامگاه و گورستان اقوام فراموش شده باستاني است- آشکار شد.
احتمال مي رود که اين تپه، آرامگاه خصوصي فرمانروايان و شاهزادگان محلي بوده است که در اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد در اين منطقه حکومت مي کرده و مردگان خود را بنا بر سنن و آيين هاي رايج آن دوره به همراه اشياء و آثار قيمتي در اين آرامگاه ها به خاک مي سپرده اند.
زماني که سه چهارم کاوش در تپه انجام شد در حدود 25 آرامگاه با اتاق آرامگاه کشف شد که در همه آنها اشيايي
مانند ظروف مفرغي – ظرف هاي سفالين- دکمه هاي تزئيني- انواع سرگرز، پيکان، شمشير، خنجر، مجسمه
هاي برنزي و سفالي،کلاه خود ، سرنيزه ،سوزن هاي طلاو مفرغ و ... با نقوشي از انسان و گياهان و حيوانات نظير گاو کوهاندار ،گاو بالدار ، اسب شاخدار و اسباب بازيهايي براي کودکان - دوک پشم ريسي و افزاري از اين گونه بدست آمد که معرف فرهنگ و طرز زندگي اين اقوام هستند.و نشان از اعتقاد به زندگي پس از مرگ دارد.
پارچه هاي بدست آمده از تپه هاي مارليک نشانه ظهور و پيشرفت صنعت بافندگي در گيلان هزاران سال پيش است .
از جمله موارد جالب کشف کاشفان، مهري است که روي آن خط ميخي حک شده است و يا مهر ديگري که مجلس شکا ر را نشان مي دهد. به گفته باستان شناسان قدمت آنها به بيش از سه هزار سال مي رسد.
اين است نقش زندگي
يک بره زاد
و بچه شير خورد
تا پا گرفت و راه افتاد
و برگ درخت زندگي را کند
آنگاه مرد
و لاشه اش نصيب کرکس شد
و شاهباز پر گشوده يک دوران
افتاد
نمونه بي بديل اين کاوشها جام مارليک است که از زر ناب است و ارتفاع آن به 18 سانتي متر مي رسد .
ارتفاع نقش برجسته هاي جام تا دو سانتي متر مي رسد که نشان دهنده مهارت استاد کاري است که با ضربات چکش آن را آفريده است.
نقش وسط جام درخت زندگي است و در دوسوي درخت دو گاو بالدار ديده مي شود که در حال بالارفتن از درخت هستند . نمايش بدن حيوان به حالت نيم رخ و نمايش سر آنها از روبه رو ، از ويژگي هاي هنر ايراني است و هويت ايراني سازنده اش را نشان مي دهد.
در کف جام گلي زيبا نقش شده است .درميان گل نقش خورشيد ديده مي شود که شعا ع هاي خود را به طور منظم پراکنده است.
براي اقوام مارليک خورشيد تا حد پرستش بسيار مهم بوده است و تا جايي که مي توانسته اند نماد خورشيد را به شکل ترنجهاي هندسي تزئيني در کف اکثر ظروف و جام هاي فلزي به تصوير کشيده اند. وقتي به نوع نقش و طرز ترسيم اين ترنجها توجه مي کنيم در مي يابيم خورشيد در مرکزهمه چيز است و همه موجودات از نور و حرارت جانبخش او زندگي مي گيرند .
بااينکه انسان در هزاره ششم پيش از ميلاد به فلزات دست پيدا کرده است اما از افتخارات مهم تمدن مارليک صنايع فلزي و مخصوصا صنايع مفرغي است. در منطقه مارليک به سبب وجود معادن سنگ فلز و منابع سوخت مانند چوب فراوان توليد مفرغ رونق زيادي يافته و کارگا ههاي صنايع مفرغي به وجود مي آيند.
از نقاط اوج و شگفتي هاي ديگر صنعت مارليک جامهاي شيشه است که گفته مي شود از اولين نمو نه هاي
صنعت شيشه سازي بشر است.
و سرانجام اين تمدن درخشان چه مي شود؟ برخي باستان شناسان معتقدند به دليل شباهت فراوان آثار مکشوفه از سيلک در کنار شهر کاشان به خصوص آثار مفرغي – ظروف و و ادوات و ابزار -بسيارمحتمل است که اقوام سليک همان مارليکي ها باشند که پس از حمله آشوريها به منطقه سيلک مهاجرت کرده اند و سپس به تدريج به ماد ها که از اقوام هند و ايراني بودند پيوسته و در مراحل اوليه تکوين دولت ماد شرکت داشته و با ديگر گرو ههاي مقتدر هند و ايراني ، امپراطوري مقتدر مارد را در اوايل هزاره اول پيش از ميلاد به وجود آورده باشند.
مجموعه آثار مارليک در طبقه فوقاني موزه ملي ايران در تهران نگاهداري مي شود.
باشد که روي ريشه هاي کهن باز گل دمد
باشد خداي بذر به دره صلا دهد
باشد که چشم ببيند
و ديد، زندگي تازه اي شود.
******
سميرا بزرگي
samira.bozorgi@gmail.com
******
* ابراهيم گلستان در سال 1342 فيلمي به نام تپه هاي مارليک ساخت که برنده جايزه شير سن مارکو جشنواره ونيز در سال 1343 شد که به ظاهر درباره ي کشفيات باستان شناسي در منطقه ي مارليک است ، اما به واقع اثري در باره ي زندگي ، هنر، دوام و آرزو براي فردايي بهتر است.
شعر گونه هاي متن از ابراهيم گلستان است.
منابع مورد استفاده :
1- تمدن مارليک - مقاله نوشته شده ي حسن فتحي لوشاني منتشره در روزنامه همشهري- مورخ 79/8/26
2- http://www.iranortho.com/fun/tour/detail.php?ID=53798
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
|
|
بهترین فروشگاه آنلاین
ابتدا محصول خود را انتخاب و خرید کنید بعد از
تحویل مبلغ را پرداخت کنید
- لينک هاي برگزيده -
|
| | |