| | |
|
لینک های برتر |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |

|
|
|
در زمان پيامبر گرامي اسلام، اشخاصي مانند سجاح بنت حارث و مسيلمه کذاب ادعاي پيامبري کردند. سجاح بنت حارث قصد آن کرد که با مسيلمه محاربه نمايد. لذا لشکري مهيا نمود و به قصد جنگ با مسيلمه روان شد. مسيلمه نيز با ياران و اطرافيانش براي مقابله با او به سوي او حرکت کرد. لشکرهاي پيامبران دروغين در محلي مقابل هم صف آرايي کردند قرار بر اين شد که دو پيامبر با هم به خلوت بروند و با هم مذاکره کنند تا شايد به راه حل مناسبي غير از جنگ دست پيدا کنند. مسيلمه دستور داد خيمه اي قرمز بين دو لشکر نصب کنند. هر دو پيامبر دروغين وارد خيمه شدند و دو لشکر به انتظار نتيجه نهائي مذاکره دو پيامبر نشستند. سجاح بنت حارث زني فربه و زيبا اندام بود و مسيلمه مردي قد بلند و در عنفوان جواني قرار داشت. (شيطان به يکي از پيامبران گفت: هرگاه زن و مردي به تنهايي در جايي خلوت کنند، سومين آنها من هستم و آنها را براي ارضاي غريزه جنسي تشويق مي کنم). شيطان آنها را وسوسه کرد و آنان پس از نگاه هاي شهواني به همديگر، شهوتشان تحريک شد. در اين هنگام مسيلمه به سجاح گفت: از قرآني که جبرئيل بر تو نازل کرده قدري بخوان.
سجاح گفت: اين ايه را به خاطر دارم: يا معاشر النساء خلقن ازواجا و جعلن ازواجآ، يعني به درستي شما جماعت زن ها مخلوق شديد و جفت قرار داده شديد و جفت نولجه منکن ايلاجا و نخرجه منکن اخراجا، يعني فرو برديم در شما زن ها فروبردني و بيرون آورديم از شما بيرون آوردني. مسيلمه که در شهوت سرکش خود مي سوخت گفت: آيا ميل به ازدواج و شوهر کردن داري؟ سجاح که شهوتش نيز تحريک شده بود گفت: آري. مسيلمه بدون خواندن خطبه عقد و تعيين مهر، با او در آميخت. مسيلمه و سجاح سه روز در آن خيمه به عيش و عشرت و خوشگذراني با هم مشغول بودند و بعد از سه روز بيرون آمدند. هنگامي که اصحاب سجاح به او گفتند: او را چگونه يافتي و با هم به توافق رسيديد؟ گفت: آري، من او را پيامبر به حق مي دانم و او مرا به عقد خود در آورد تا مردم بگويند پيغمبري، پيغمبري را تزويج نمود. اصحاب به او اعتراض کردند و گفتند: بدون خطبه عقد و تعيين مهريه اين چه ازدواجي است؟ سجاح پيش مسيلمه رفت و گفت: اصحاب من از تو مهريه مي خواهند. مسيلمه کذاب گفت: مهريه تو برداشتن نماز صبح و عشاء است که از آنها ساقط شد. و از مزخرفات مسيلمه است که گفته: پيک وحي به من نازل شده و چنين گفته: الفيل ما الفيل و له خرطوم الطويل، يعني فيل، فيل چيست؟ و او داراي خرطومي بلند است و يا ان الذين يغسلون ثيابهم و لايجدون ما يلبسون اولئک هم المفلسون، يعني به درستي کساني که مي شويند لباس هايشان را و نمي يابند چيزي را که بپوشند پس اينان همان ورشکستگان هستند. بعدها سجاح مسلمان شد و توبه کرد ولي مسيلمه کذاب به کارهاي غلط خود ادامه داد و توسط وحشي کشته شد. وحشي مي گفت: بهترين مردم و بدترين مردم را من کشتم که بهترين آنها حضرت حمزع (ع) و بدترين آنها مسيلمه کذاب است. از کرامات مسيلمه اين است که هر چه مي کرد خلاف آن ظاهر مي شد. مردم يمامه به او گفتند: رسول مدينه آب دهن در چاه خشک مي ريزد آب چاه طغيان مي کند تو نيز چنان کن. پس آب دهن به چاه مي انداخت آب چاه به طور کلي خشک مي شد. به او گفتند: رسول مدينه دست بر سر افراد کچل و بي مو مي کشد مو مي رويد، تو نيز چنان کن. او چنين کرد و بقيه موها به کلي ريخت. به او گفتند: هر چه کني عکس آن ظاهر مي شود، گفت: معجزه يعني خرق العاده يا به طرف اعلي يا به طرف بعدي.
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
|
|
بهترین فروشگاه آنلاین
ابتدا محصول خود را انتخاب و خرید کنید بعد از
تحویل مبلغ را پرداخت کنید
- لينک هاي برگزيده -
|
| | |