لینک های برتر

      لینک های داغ

 
   
  




ادبيات :: داستانهاي طنز

موضوع: کي ميگه سيزده نحس نيست

يادم مياد سيزده سال پيش وقتي سيزده سالم بود ساعت سيزده و سيزده دقيقه احساس کردم خيلي گرسنمه پس رفتم سراغ سيزده مين تن ماهي که مامان قبل از رفتن به مسافرت برام خريده بود . و چون توصيه کرده بود به تاريخ مصرف تن دقت کنم من هم همين کار رو کردم زمان توليد تن در ساعت سيزده و سيزده دقيقه روز سيزده م سال پيش بود و درست يک سال مهلت داشت پس نگراني خاصي نداشت پس با اشتهاي فراوان تن را ميل کردم ولي هنوز سيزده دقيقه از زمان مصرف تن سپري نشده بود که دچار سرگيجه شديد شدم و به خواب فرو رفتم بعد از اينکه بيدار شدم خودم رو در بيمارستان ديدم و بعد معلوم شد سيزده روز در کما بودم و سيزده روز ديگه بايد در بيمارستان ميموندم و جشن سيزده سالگي ام در بيمارستان ميگرفتنم اون هم با سيزده پرستار

مطلب بعدی   ::  مطلب قبلی



بهترین فروشگاه آنلاین
ابتدا محصول خود را انتخاب و خرید کنید بعد از تحویل مبلغ را پرداخت کنید


فروشگاه آنلاین - اول بخر بعدا پرداخت کن

- لينک هاي برگزيده -
  ترفندهاي جستجو در گوگل قسمت سوم
  فرايند ازدواج و مراحل آن
  فيلم بدون خشونت
  حسام الدين سراج » وداع 2 » شوخ شيرين
  کهربا
  خواب نوشين » خواب نوشين
  فيلم هاي ايراني در بازار فيلم كن
  تبادل موسيقی رايگان ممنوع!
  کوير » مرداب
  اي تبديل پسوندهاي مختلف فايل هاي ويدئويي به يكديگر
خطر استفاده از سفید کننده پوست
حليم
اريترومايسين ERYTHROMYCIN
زورگيري و راه هاي مقابله با آن
آموزش دلفی (بخش سوم)
يونجهAlfalfa
خطر استفاده از سفید کننده پوست
تصاوير جالب و ديدني14
«طلاق»، فاجعه‌اي در انفجار خانواده
ساختمان های پایتخت ؛ پناهگاه های پر خطر
  
صفحه اول  : تقشه سایت : لینک باکس