لینک های برتر

      لینک های داغ

 
   
  




ادبيات :: داستان کوتاه

موضوع: لرز

تازه برگشته‌ام. نزدیکیهای هفت صبح شنبه است. بیرون هوا سرد است و سوز سرما صورتها را تیغ می‌کشد. داخل اطاق کاملا تاریک است. کورمال کورمال خودم را داخل اطاق می‌کشم و کج، روی کاناپه دراز می‌کشم. چشمها که به تاریکی عادت کردند در تاریکی هم می‌شود خیلی چیزها را دید. حالا چشمهایم به تاریکی عادت کرده‌اند. فقط خسته‌ام. به این کلمه فکر می‌کنم. خسته‌ام. خسته از خسته‌گی و ام از هستم که خودش گونه‌ای بودن است. خسته‌ام را به چنان جمله درشت و دهن‌پرکنی بدل کرده‌ام که ریش‌خندی می‌زنم. شما که کار هر روزتان است! کلمات در سرم می‌جوشند و سر می‌روند. حالا چند تا کلمه ریخته‌اند روی صورتم. پس به لبهایم می‌رسند و به خودم می‌گویم : ''عجب! باز هم دیوانه‌تر شدی!'' و یاد ماه می‌افتم. امشب کامل و گرد بود. گرد و سفید. سفید و روشن. روشن و ساکت. سکوت می‌کنم. پس یاد این می‌افتم که خسته‌ام. ولی نمی‌دانم یک لحظه چه مرگم می‌شود؟ شاید دمای بدنم و دمای اطاق با هم اختلاف شدید دارند. سر هیچ و پوچ! لرز می‌کنم! و از سرما خودم را در خودم جمع می‌کنم. مچاله! صورتم را به سمت زمین بر می‌گردانم. چند کلمه سر می‌خورند و روی زمین می‌چکند. ام هستم و خسته چسبیده به خستگی. من فقط خسته‌ام! ولی می‌ترسم خواب ببینم.



مطلب بعدی   ::  مطلب قبلی



بهترین فروشگاه آنلاین
ابتدا محصول خود را انتخاب و خرید کنید بعد از تحویل مبلغ را پرداخت کنید


فروشگاه آنلاین - اول بخر بعدا پرداخت کن

- لينک هاي برگزيده -
  ترفندهاي جستجو در گوگل قسمت سوم
  فرايند ازدواج و مراحل آن
  فيلم بدون خشونت
  حسام الدين سراج » وداع 2 » شوخ شيرين
  کهربا
  خواب نوشين » خواب نوشين
  فيلم هاي ايراني در بازار فيلم كن
  تبادل موسيقی رايگان ممنوع!
  کوير » مرداب
  اي تبديل پسوندهاي مختلف فايل هاي ويدئويي به يكديگر
خطر استفاده از سفید کننده پوست
حليم
اريترومايسين ERYTHROMYCIN
زورگيري و راه هاي مقابله با آن
آموزش دلفی (بخش سوم)
يونجهAlfalfa
خطر استفاده از سفید کننده پوست
تصاوير جالب و ديدني14
«طلاق»، فاجعه‌اي در انفجار خانواده
ساختمان های پایتخت ؛ پناهگاه های پر خطر
  
صفحه اول  : تقشه سایت : لینک باکس