| | |
|
لینک های برتر |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |
|
|
|
در را كه باز مي كرد از راهي كه دو سوي آن درخت هاي سبز سر به فلك كشيده بودند مي رفت تا به چشم انداز بي انتهاي گل هاي باغ برسد و صندلي كه مقابل گل ها مي گذاشت تا درعطر سكر آور آن ها غرق شود.
آن جا در فضايي بين خواب و بيداري « لو» و« يو» ستاره هايي بودند كه مي درخشيدند و او به سفري دور و دراز در كهكشاني ناشناس مي رفت . در انتهاي سفر ، شهاب قرمزي بود كه از ميان آن ها سقوط مي كرد و در شعله هايي سركش به رنگ هاي مختلف بيدار مي شد سبز، قرمز، سفيد و رنگ هايي كه نمي شد توصيف شان كرد و تنها او بود و سكوت سنگين باغ ... نمي شد با گل ها حرف بزند ، نمي شد آن ها را لمس كند . هر چه مي خواست بگويد در گوش هايش زنگ مي زد و انعكاس آن ناگزير او را در روياي دور و دراز« لو» و« يو» فرو مي برد، زوجي كه در نزديكي باغ فروشگاهي را اداره مي كردند. و او عصرها از شدت فشار تنهايي و سكون به فروشگاه پناه مي برد تا در خطوط و انحناي ريز اشياء عجيبي كه از آن سوي آب ها آورده بودند محو شود . آن وقت نگاه پرسشگر «لو» او را به خود مي آورد. مجبور مي شد راجع به طرز كار دستگاهي كه مقابل اش بود سوالي بپرسد بدون آن كه پاسخ براي او اهميتي داشته باشد. يك روزكه در فروشگاه داشت در رنگ آبي چشمان « لو» غرق مي شد ، پيش از آن كه در آن آبي مشوش نفس هاي آخرش را بكشد هر دوي آن ها را براي شام به خانه دعوت كرد. هفته ي بعد در حاليكه با اشتياق به حرف هاي «لو» گوش مي داد «يو» در سكوت از پنجره خانه به گل ها خيره شده بود . «لو» از وضعيت آب و هوا مي گفت و ساعت حركت كشتي هايي كه در يك لحظه عرض و طول اقيانوس ها را طي مي كردند و ساكنانشان به شهرها سرازير مي شدند. «لو» از سرد شدن خورشيد و انهدام زمين مي گفت . و «يو» در حالي كه به گل ها خيره مانده بود با جمله اي توضيحات او را كامل مي كرد.
از وسعت نظر اين دو بيگانه به اعجاب فرو رفته بود. بعد از صرف شام «يو» شيشه اي بزرگ كه با نوارهاي طلايي و نقره اي تزيين شده بود به او هديه داد. در شيشه مايع قرمز رنگي بود.
پرسيد:« لو اين ديگه چه جور نوشيدنيه؟»
يو پاسخ داد «يك بطري خون خالص كه به طريق خاصي تهيه شده، با مواد نگه دارند ه اي كه بدن انسان را در مدت كوتاهي متحول مي كنه.»
مزه اي گس دردهان اش و بوي عجيبي در دماغ اش پيچيد. در حالي كه سعي مي كرد حالت تهوع اش را نشان ندهد از «لو» تشكر كرد. بعد از رفتن آن ها بطري را با نوار طلايي دورش در يكي از قفسه ها گذاشت. چند روز بعد كه به فروشگاه رفت تا از دستگاه هاي عجيبي كه جديدا'' براي فروش آورده بودند ديدن كند «لو» او را به پشت بام برد و ديد كه تمام بام پر از گل هايي است كه آب از طريق دستگاهي عجيب، قطره قطره به آن ها مي رسد. يكي از گل ها را لمس كرد. جامد و بدون انعطاف بود. آن را بو كرد اما بويي نمي داد .
لو خنديد و گفت : «مصنوعيه اما در خاك به عمل مي آد»
بعد با هم به فروشگاه رفتند و لو به او يك بطري بازكن هديه داد. او فكركرد با اين وسيله مي تواند در آن بطري را باز كند و بازحالت تهوع عجيبي به او دست داد. «يو» براي هفته ي بعد او را به خانه اش دعوت كرد . تمام هفته را مانده بود كه به آن ها چه هديه اي بدهد تا اين كه درست روز قبل از مهماني فكري به خاطرش رسيد. ميان گل ها رفت . دسته اي از گل هاي قرمز را چيد بعد دسته اي گل سفيد ودر انتها تعدادي از گل هايي كه رنگ سبز عجيبي داشتند. آن ها را در ديگ مسي جوشاند . تبخير كرد و در شيشه ي قديمي بزرگي ريخت . دم غروب قبل از اين كه راه بيفتد شيشه ي مخصوص را كه براي ميزبانانش كنار گذاشته بود برداشت . در خانه ي آن ها همه چيز در هندسه ي غريبي موج مي زد . بعد از شام ، تمام مدتي كه با آن ها حرف مي زد سعي مي كرد نگاه اش به كريستال هايي كه با نخ هايي نامريي از سقف آويزان بودند نيفتد . چند دقيقه قبل از اين كه خداحافظي كند شيشه ي بزرگ رابه «لو» هديه داد. «يو» در شيشه را باز كرد .
«چه عطر عجيبي!» و پرسيد: «اين چطور تهيه شده و از چيه؟»
لبخندي زد و گفت : «خون تمام گل هاي باغ بدون مواد نگه دارند ه . هم مي تونيد بخوريد و هم اين كه با آب قاطي كنيد و پاي گل ها ي مصنوعيتون بريزين. آن ها هم عطري شبيه اين پيدا مي كنن.» بعد به شيشه اشاره اي كرد و ادامه داد: «عطر گل هاي باغ من و آن وقت كف دست اش را دوبار روي سينه فشار داد.»
حالا هر صبح «لو» روي پشت بام چند قطر ه گلاب در آب پاش اتوماتيك مي ريزد . «يو» در خانه با «لو» از تجارتي جديد صحبت مي كند . «يو» يك روز در هفته به باغ بزرگ مي رود و به گل ها خيره مي شود . «لو» از پشت بام به سوي آن ها سرك مي كشد و به كشتي هايي فكر مي كند كه در يك لحظه اقيانوس ها را طي مي كنند و مردمي كه براي تجارتي جديد به سوي باغ بزرگ سرازير مي شوند.
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
|
|
بهترین فروشگاه آنلاین
ابتدا محصول خود را انتخاب و خرید کنید بعد از
تحویل مبلغ را پرداخت کنید
- لينک هاي برگزيده -
|
| | |